جلال الدين الرومي

24

فيه ما فيه ( فارسى )

فصل 32 گفت كه شب و روز دل و جانم به خدمت است و از مشغولىها و كارهاى « 1 » مغول به خدمت نمىتوانم رسيدن . فرمود كه اين كارها هم كار حقّ است زيرا سبب امن‌وامان مسلمانى است . خود را فدا كرده‌ايد به مال و تن تا دل ايشان را به‌جاى آريد تا مسلمانى چند با من به طاعت مشغول باشند ، پس اين نيز كار خير باشد و چون شما را حق تعالى 33 به چنين كار خير ميل داده است و فرط رغبت دليل عنايت است و چون فتورى باشد درين ميل دليل بىعنايتى باشد كه حق تعالى نخواهد كه چنين خير خطير به سبب او برآيد تا مستحقّ آن ثواب و درجات عالى نباشد ، همچون حمّام « 2 » كه گرمست . آن گرمى او از آلت تون است همچون گياه و هيمه و عذره و غيره . حق تعالى اسبابى پيدا كند كه اگرچه به صورت آن بد باشد و كره امّا در حق او عنايت باشد . چون حمّام او گرم مىشود و سود آن به خلق مىرسد . درين ميان ياران « 3 » آمدند . عذر فرمود كه اگر من شما را قيام نكنم و سخن نگويم و نپرسم اين احترام باشد . زيرا احترام هر چيزى لايق آن وقت باشد . در نماز نشايد پدر « 4 » و برادر را پرسيدن و تعظيم كردن ، و بىالتفاتى به دوستان « 5 » و خويشان در حالت نماز عين التفات است و عين نوازش زيرا چون به سبب ايشان خود را از طاعت و استغراق جدا نكند و مشوّش نشود پس ايشان مستحق عقاب و عتاب نگردند . پس عين التفات و نوازش باشد « 6 » چون حذر كرد از چيزى كه عقوبت ايشان در آن است . سؤال كرد كه از نماز نزديك‌تر به حقّ راهى هست ؟ فرمود : هم نماز « 7 » ، امّا نماز اين صورت تنها نيست ، اين قالب نمازست زيرا كه اين نماز را اوّلى است و آخرى است و هر چيز را كه اوّلى « 8 » و آخرى باشد آن قالب باشد زيرا تكبير اوّل نمازست و سلام آخر

--> ( 1 ) . اصل : و كارها ( 2 ) . ح : كه حمام ( 3 ) . ح : يارانى ( 4 ) . ح : پدر را ( 5 ) . ح : بر دوستان ( 6 ) . ح : افزوده : زيرا ( 7 ) . ح : فرمود كه هم نماز ( 8 ) . ح : اول